1

در فنجان

سوراخ سقف پیداست

در سوراخ

آسمان

        و ابر باران‌زا

با فکری طوفانی

سوراخ را بلعیدم!

 

2

آجر از آجر کینه دارد

سیمان از شن

سنگ روی سنگ بند نمی‌شود

آب را هدر نده

پیمانکار این ساختمان

سالهاست مرده

کارگرانش

مزدشان را فریاد می‌زنند

و کارفرما

در فکر برج است!

 

3

فریاد زد:

نمی‌ترسم

پس هستم

فریاد زدند:

نمی‌ترسیم

پس هستیم

از نیست!

ترساندنشان . . .

 

                           9 آذر 1388

                           وفا - ساری